نقاشی

هنری

نقاشی

هنری

پنجره 

هروز  می نشینم یا بگویم که هروز نشسته ام  بی انکه بخواهم   مثل لبخند عروسک پارچه ای که  به زور  روی صورتش دوخته اند غبار سنگین روی شیشه ام حکایت از غربت و پوسیدگی این خانه می دهد سالهاست که کسی در هایم را نمی گشاید و تنهایم روبروی این باغ